به همین سادگی
بارون که می باره تو هم دلت میخواد هیشکی بهت نگه "آهای پنجره ها رو ببند" میخوای سردت بشه اصلا دوست داری همه دریچه ها باز بشن روبه سرمای صفر درجه" بارون که می باره تو هم دوست داری تموم واژه هاتو بریزی کف دستت ...بعد هم دستت رو بگیری بیرون ...زیر قطره ها...کلمه هات بشن عین بارون... بارون که می باره تو هم عجیب دلت هوایی میشه ... چقدر می فهمم ...که دلت می خواد قطره هارو زیارت کنی...زل بزنی به همون قطره هایی که جا خوش کردن گوشه چشمت نمیذارن جایی رو تماشا کنی... بارون که می باره تازه دوست داری برگردی به اصل اصل خودت...اونوقت عجیب میشی خاک بارون خورده که همه ی همه ات تر شده...نجیب و پاک... « خوبه دیگه نمی شنوم که بگی عجیب دلم گرفته» گرفتگی ها خودشون خیس میشن و رها ... بارون که می باره دلت می خواد بری تو کوچه و همه ی پاییز رو از بر کنی...می دونم تو هم دلت نمیاد پا بذاری رو برگها و محض خاطر بچگی هامون صدای خش خشوشون رو در بیاری... بارون که می باره ... توی چاردیواری اگه نفس بکشی آیینه ها دلگیر و دل چرکین میشن...تو رو به آیینه ها قسم... همه ی خودت رو ببر زیر سقف آسمون... بارون که می باره... ... بارون که... ... ... آهای بارون داره می باره... یادت نره چترت رو جا بذاری... ... * ایام خوب مبارک.... * یادمون باشه پاییز هم که تموم بشه. زمستون بهونه ی تازه نوشتنه...تا زمستان............. بگو کسی هوای مرا نداشته باشد می خواهم نفس بکشم عمیق عمیق تمام هوا ها را . (آنوقت همه هواها مال من باشد) آهای کجا هستی ؟ بگو کسی از من هستن ام را نخواهد... (عادت نبودنم را باور می کنند) بگو وقت خداحافظی هم هیچ کس از من نخواهد مراقب خودم باشم من تمام کودکی ام را بالا آورده ام... بزرگسالی احمقانه ام هم گاهی نمی فهمد معنی گیج این جمله ها را... بگو کسی هوای مرا نداشته باشد نفسم دارد بالا می آید.... به آن بالا ها که رسید هوای همه را خواهم داشت.... بگو کسی... ... * گفتم که گاهی ناگهانی شدنم خودم را هم غافلگیر می کند....واژه ها که مستی که می کنند...محتسب کم می آورد... ... تمام چیزی که خدا از بشر می خواهد یک قلب آرام است...(.اکهارت) 
| Design By : Night Skin |


