به همین سادگی
"این بار که خانه را بروبم پشت در خواهی ماند یادت که بیاید هیچ نمی خواستم نه جسارت زنان شاهنامه را و نه نازک اندیشی مردانش را تو رستم نبودی و من تهمینه شدن نمی خواستم تنها دلم را چشمان اسفندیار کرده بودم تا مبادا سیمرغ افکارت خطا کند! ...! چه حیف کاووس خیالت آنقدر تاخت تا غرورم، بهمنی به پا کرد! این بار که خانه را بروبم پشت در خواهی ماند چوب گزت را تیز تر کن دلم روئین تن شده حتی اگر اسبان شاهنامه را هم بتازانی گردافریدی می شوم که سهراب دیگری را عاشق کند این بار که خانه را بروبم پشت در خواهی ماند دیگر ناله های بیژن هم منیژه وار بی تابم نمی کند می دانی گناه هیچ کس نیست تنها افراسیاب دلم برخاسته! "* از خودم دور شدم...دور دور...خیلی ...دور... هر چه بر می گردم اثری از آبادی های من نیست.... اینجاست که بایدنمازم را شکسته بخوانم....درست مثل فاصله هایی که چه بد شکستم شان... فرصت آنقدر نیست که پایان نمازم حتی مکث کنم...( اما نه...خودم که اینجا نیستم ...دست کم میتو انم رکن ها را خالص تر به جا بیاورم) ... ...!! داشتم می گفتم...یک جور بدی گم شدم...حتی یادم نمی آید کجا....؟ دست خودم که نبود...برای همین رها شدم....(حواسم نبود دستم را رها نکنم از خودم) هر چه بی "خود" فکر می کنم ...نمی فهمم توی کدام شلوغی بود ...کجای حیرت زدگی ام بود...لابه لای کدام جمعیت ....؟؟ فقط این به ذهن بی " خودم" می آید که آدم های دورو برم الکی به هم لبخند می زدند....از روی عادتی همیشگی به هم سلام می کردند...چنان که انگار "عین سلامت " را فوت می کردند توی صورتت.... باورم محو خوبی شان شده بود...خوب بودند ....نه که بد..اما یک جور عجیبی .... به گمان روی عدد های کم طاقت صفحه ساعت بود که گم شدم....یادم هست حوصله "خودم " از شتاب ثانیه ها سر رفته بود.... ..................!! ....؟؟ حالا شب که می شود بیقرار می شوم...عین "خودم" ...تا شاید اگرقبل از این "جَلد" شده باشد ....با این کار، راهش را پیدا کند... حالا شب که می شود.... ...؟ .......ستاره ها که نگاهم می کنند ...من هم خیره شان می شوم...بعد....نمی دانم چرا صورتم تر می شود.... .......... برای پیدا شدنم ، یک سبد سیب سرخ نذر کرده ام... پیدا که شدم ... همه ی آرامشم را می ریزم توی کاسه و ..درِ خانه تک تک تان را می کوبم.... ... ....؟! آهای ...این روزها به هر تلنگری که به در خانه تان می خورد...زیاد اعتنا نکنید...هنوز زود است.... * قرار بود خیلی دیر تر بیایم ............اما....
| Design By : Night Skin |


