تبليغاتX
به همین سادگی




















به همین سادگی

 

۱) سلام.....................و بالاخره آمدم....چه رکوردی بود یک ماه و چندروز به شب بودم و به روز نه...

۲) و با شعری که "کارشناسی هایتان " را می طلبد :

***

 

:

بو کن!

پیرهنم بوی علاقه می دهد

عین عطر موهایم که میان انگشتانت جامانده

 

هی پسر!   رد نگاهم را پس بده

 -خوب نیست کسی ببیند -

آن را توی راه.... پیش قدمهایت جا گذاشتم

تازه.....!

 اناری  که هدیه ام  دادی دانه دانه همه را خوردم

حالا صورتم که گل می اندازد

همه می فهمند

وتو باز توی گوشم تکرار می کنی  

" دختر ! مراقب خودت باش"

(من مراقب خودم بودم  باورکن )

 اما کاش سیب رابا  هم گاز می زدیم

.................

بعد هی" ها "می کردیم و

با بوی مریمی ها و عطر گل های یادگاری

عکس می انداختیم.............

.

کسی اینجا نیست –

بیا برویم

بیا!

تا آشیانه ی آن  یاکریم ها ی آشنا راهی نیست

نگران نباش

خسته هم  که شویم

من توی جیبم کمی آیینه دارم....

... 

 تا آشیانه راهی نیست

....................................................

چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 0:0 فاطیماکرمی| |


Design By : Night Skin

Others