تبليغاتX
به همین سادگی




















به همین سادگی

 

دیشب نیمه گمشده ام

تسبیح به دست گرفته بود ُو

برای پیدا کردنم نذر می کرد*

و آیینه  هی از

"بارانی که نمی دانم از کجا "

 خیس می شد

...

هیس! ای تمامی نیمه هایی که

پیدا می شوید و می روید

من از دور می شنوم

دعایی را که مستجاب نمی شود

و دانه دانه هایی که روی زمین میلغزد

دانه دانه های خسته تسبیح....

***

*برای تو که  دعایت مستجاب نشد؟

۲)

انگار همیشه باید خواهش  دوستی از پشت نرده ها مرا دوباره شاعر کند

( در جواب الهامم که گفته بود چرا به روز نمی شوی)

 

جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 23:23 فاطیماکرمی| |

  ....

خدای خوبم/   ملموس باش برایم /  آنقدر که وقتی به رگ گردنم دست می زنم  / تو را بفهمم

اصلا بیا خانه مان

بنشین روی همین مبل دو نفره / برایت آجیل می گذارم و یه عا لمه شکلات

و تو یواشکی لای کتاب قرآن برایم عیدی بگذار

 - کفر نمی گویم  -

  هنگام تعارف چایی /   چادر سپیدم گیر کرد به آرامش حضورت

می نشینم روبه رویت / و سرم را به زیر می گیرم...../

به خودت قسم .... چیزی نمی خواهم.... فقط نگاهم کن....

.........................

 

من از تو بهارانه ویژه می خواهم

 

*..........شاید شبیه شعر باشد....شاید ....اما  باورکنید  شعر نیست............

 

شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 8:8 فاطیماکرمی| |


Design By : Night Skin

Others