به همین سادگی
دیشب نیمه گمشده ام تسبیح به دست گرفته بود ُو برای پیدا کردنم نذر می کرد* و آیینه هی از "بارانی که نمی دانم از کجا " خیس می شد ... هیس! ای تمامی نیمه هایی که پیدا می شوید و می روید من از دور می شنوم دعایی را که مستجاب نمی شود و دانه دانه هایی که روی زمین میلغزد دانه دانه های خسته تسبیح.... *** *برای تو که دعایت مستجاب نشد؟ ۲) انگار همیشه باید خواهش دوستی از پشت نرده ها مرا دوباره شاعر کند ( در جواب الهامم که گفته بود چرا به روز نمی شوی) خدای خوبم/ ملموس باش برایم / آنقدر که وقتی به رگ گردنم دست می زنم / تو را بفهمم اصلا بیا خانه مان بنشین روی همین مبل دو نفره / برایت آجیل می گذارم و یه عا لمه شکلات و تو یواشکی لای کتاب قرآن برایم عیدی بگذار - کفر نمی گویم - هنگام تعارف چایی / چادر سپیدم گیر کرد به آرامش حضورت می نشینم روبه رویت / و سرم را به زیر می گیرم...../ به خودت قسم .... چیزی نمی خواهم.... فقط نگاهم کن.... ......................... *..........شاید شبیه شعر باشد....شاید ....اما باورکنید شعر نیست............

| Design By : Night Skin |

